تبليغاتX
گل همیشه بهار
 جان من نظر بدید بی انصافی نکنید
+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 15:8  توسط میشا محقق  | 

خونه تکونی

می دونستی خونه تکونی انواع مختلفی داره؟؟؟

1- خونه تکونی دل!آخه دلیه جورایی مثل خونه می مونه!

2- خونه تکونی اتومبیل!آخه اتومبیل یه جورایی مثل خونه می مونه!

3-خونه تکونی موبایل!!آخه موبایل یه جورایی مثل خونه می مونه!

4-خونه تکونی هارد کامپیوتر!آخه...

5-خونه تکونی دفتر چه تلفن!آخه...

6-خونه تکونی قفسه کتاب!آخه...

خونه تکونی دل

1-می بینی اینا همه مثل خونه می مونن! آدما بعضی وقتا واقعا مثل یه خونه ی گرم بهشون پناه میارن!

بعضی وقتا یادمون میره که خونه تکونی مختص منزل نیست.همه چیز احتیاج به خونه تکونی داره!

گاهی باید دلمونو از کینه، از بعضی عشقای دروغی،دوستیهای بیخودی،آدمهای بی ارزش وخیلی چیزهای دور ریختنی دیگه که فقط بیخودی جا اشغال کردن پاکسازی کنیم.بیایید خودمونو بهتر بشناسیم.بیایید دیگه آدم پارسال نباشیم حتی واسه یه لحظه!چیزهای دور ریختنی رو دور بریز تا اون معجزه ی باورنکردنی رو حس کنی!

من امتحان کردم!!!جواب داد!!تو هم امتحان کن!

خونه تکونی اتومبیل

2-گاهی یادمون میره که چه کسی توی اتومبیل کنارمون نشسته!مگه نه!اگه سعی کنیم ارزش آدمها رو به ظاهرشون ندونیم و با چشم دلمون به آدما خیره بشیم علاوه بر اینکه بهمون تهمت بد چشمی نمی زنن تازه آدما رو خیلی راحت تر می تونیم بشناسیم!خونه تکونی فیزیکی رو یه جورایی فراموش کن! به خودت برس !نکنه خودتو فراموش کنی؟!اینجوری دیگه همه ی آدمها تو رو از یاد می برن و سایه ها دنبالت راه می اُفتن!!!

خونه تکونی موبایل

3-اگه دوست داری از این به بعد به اون چیزایی که می خوای برسی همین حالا اس ام اس های بی ارزش رو از گوشیت پاک کن!آخه تو خیلی والاتر از این حرفهایی!

خونه تکونی هارد کامپیوتر

4-هر آهنگی گوش نواز و هر ترانه ای دل نواز نیست!دیگه وقتش رسیده ببینیم کجای زندگی هستیم؟ چرا با گوش دادن به ترانه های بی معنی تغییر می کنیم؟چرا؟؟؟جان من دور ریختنی های هاردتو بریز دور!فیلم،عکس،آهنگ،هر چیزی که میتونی بجاش چیز بهتری داشته باشی بریز دور!

خونه تکونی دفترچه تلفن

5-اگه به دفترچه تلفن قدیمی خونه یا اصلا به دفترچه تلفن گوشیت یه نگاه بندازی و اسمها و شماره هارو مرور کنی متوجه می شی که خیلی از دوستاتو از یاد بردی وشاید هم یه ماژیک قرمز برداری و روی خیلی از شماره ها یه خط قرمز بکشی!میگی نه؟امتحانش مجانیه!!!

خونه تکونی قفسه کتاب

6-این روزها تشخیص کتابهای خوب از بد مشکل نیست!چون ماشاا... دیگه همه کتابخون شدن!چه کتابهای اینترنتی وچه کاغذی!از بچگی بهمون یاد دادن که کتاب دوست ماست.یه بزرگی میگه:آدمها مثل کتاب می مونن،از روی بعضی ها باید مشق نوشت و از روی بعضی ها باید جریمه نوشت!بعضی هارو باید چند بار خوند و بعضی هارو باید نخونده دور انداخت...

همیشه یادمون باشه همه جا خونه نمیشه و هر کسی هم همخونه نمیشه!قدر همخونه هامونو بیشتر بدونیم!تا خونه هامون با ارزشتر بشن!راستی عشق واقعی توی هر دلی که باشه!اون دل احتیاج به خونه تکونی نداره!آخه عشق مثل آنتی ویروس می مونه،نمیذاره مزاحمی توی دلت رخنه کنه، سریع بهت هشدار میده!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 14:48  توسط میشا محقق  | 

گل همیشه بهار می خواد براتون از بهار بگه!گوشتون با منه؟

من بهارو خیلی دوست دارم نه به خاطر نو شدن همه چیز بلکه بخاطر بوی خوبی که داره!

همین الآن هم بوی بهار میاد فقط کافیه با عشق و سرشار از امید مشاممونو از این هوا پر کنیم.

البته تابستونو از همه ی فصلها بیشتر دوست دارم چون تلفیقی از بهار و پاییزه!

ولی بهار یه انرزی خاصی یهم میده به شما چطور؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 14:41  توسط میشا محقق  | 

رنگ عشق

 

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
«
اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
«
بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
«
اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
«
پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/05ساعت 14:7  توسط میشا محقق  | 

اینم چند تا اس ام اس زیبا :

# در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تو را

تو گل ناز منی از دور می بوسم تو را

 

# تو را از بس زلالی دوست دارم

تو را چون بی مثالی دوست دارم

اگر شاخه گلی در دست ندارم

تو را با دست خالی دوست دارم

 

# ای معنی انتظار یک لحظه بایست

دیوانه شدن بخاطرت کافی نیست

یک لحظه بایست و یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟؟؟

 

# افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق، اما هر چه هستم دوستت دارم!

 

#حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی

و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای

ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی

من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم

و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی

بخاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی

و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت

که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

 

#سهم هر کسی که باشی

خوش به حال روزگارش

پاییز و زمستوناشم

میشه همرنگ بهارش

 

# صدای تو در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم،ولی من تو را می خواهم نه خیالت را...

 

#گویند ضریح نگهت معجزه دارد

ای کاش که من زائر چشمان تو باشم

 

#تو باشی،باران باشد،یک کوچه بی انتها باشد،به دنیا می گویم خداحافظ...

 

#در عشق نمی شود همه چیز را پیش بینی کرد،پس به هر قیمتی تمام شود می ارزد...

 

#در بازی دل نگاه من مست تو بود

هر برگ دلم شکسته پابست تو بود

من شاه دلم را به زمین انداختم

اما چه کنم که تک دل دست تو بود

 

#از خدا نخواه که همه ی دنیا مال تو باشه،از خدا بخواه کسی که دنیای توئه مال کسی نباشه!

 

#میدونی بازی روزگار چیه؟این که تو چشم بذاری من برم قایم شم بعد تو بری یکی دیگرو پیدا کنی!

 

#عاشق کسی است که تمام امنیت خود را رها کرده و بی پروا به روی هر خطری آغوش گشاید...

 

#عشق قصه ای نیست که با یکی بود یکی نبود شروع بشه،عشق کلاغی بود که هرگز به خونه ش نرسید...

 

#به دریا بزن قایقت می شوم

حقیرم ولی لایقت می شوم

من عاشق شدن را بلد نیستم

تو یادم بده عاشقت می شوم!

 

# دیشب غزلی سرود عاشق شده بود

با دست ودلی کبود عاشق شده بود

افتادو شکست زیر باران پوسید

آدم که نکشته بود عاشق شده بود

 

# پرسیدم عشق چیست؟

گفت آتش است.

گفتم مگر آن را دیده ای؟

گفت نه!در آن سوخته ام

 

#شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید

آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را

 

#من از عشقت وفا می خواستم

در دلت یک ذره جا می خواستم

چون غریبی ساده و بی ادعا

مثل تو یک آشنا می خواستم

آمدی اما به وقت رفتنت

ماندنت را از خدا می خواستم

من برای اشکهایم بعد تو

قدر یک دریاچه جا می خواستم

 

#هرگاه منو دوست نداشتی فریاد مکن آرام در گوشم بگو تا آهسته بمیرم...

 

#نشود فاش کسی آنچه میان منو توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم ده به نگاهی که زبان من و توست

 

#عاشقی آن است که بلبل با رخ گل می کند

صد خطا از خار می بیند تحمل می کند

 

#پافشاری در عشق ضعفمان را نشان می دهد نه قوتمان را،به نور نگاه کن سایه ها پشت سرت خواهند ماند.

 

#من نمی گویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد...

 

# پازل دل کسی رو به هم ریختن هنر نیست هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یه نفر یه پک پازل جدید ساختی هنر کردی...

 

#مثل آهو می کشد کردن ولی رم می کند

با رمیدن های خود از عمر من کم می کند

می نهد برشانه های خسته ام بار نگاه

با سنگینی که پشت کوه را خم می کند

 

#صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

 

#شرط دل دادن دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل می مونه و دیگری دودل...

 

#سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد آخر ولی من

به جز او عالمی را بردم از یاد...

 

#سخت است که مینوش کس دیگر بود

شمع شب خاموش کس دیگر بود

با یاد کسی که دوستش می داری

یک عمر در آغوش کس دیگر بود...

 

#ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که با هر نگه تو

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/05ساعت 14:3  توسط میشا محقق  | 

تمرین لبخند درونی

(A) – آمـــــــــاده ســـــــــــازی

1- برای شروع تمرین دست کم یک ساعت بعد از غذا صبر کنید.

2- محلی ساکت را انتخاب کنید. در مراحل اولیه دو شاخه تلفن را بکشید. بعدها می توانید تمرینات را در هر مکانی انجام دهید. فقط در مراحل اولیه از چیزهائیکه هواستان را پرت می کند دور باشید.

3- به اندازه ای که سردتان نشود لباس بپوشید و ازپوشاک سنگین پرهیز کنید. کمربندتان را شل کنید، عینک و ساعتتان را کنار بگذارید.

4- در لبه ی یک صندلی، به گونه ای راحت بنشینید. اندامهای جنسی اتان نباید تحت فشار باشند زیرا آنها یکی از مراکز مهم انرژی هستند.

5- پاهایتان را به اندازه عرض شانه باز کنید و به زمین بفشارید.

6- کمر باید صاف و شانه ها شل باشد. چانه ی خود را کمی به طرف داخل بکشید و صاف بنشینید.

7- در حالی که دست راست را داخل دست چپ قرار داده اید، هر دو را روی پاهایتان قرار دهید. برای راحتی بیشتر می توانید زیر دستها بالشی قرار دهید تا شانه ها و کمرتان در وضعیتی راحت قرار گیرد.

8- به طور معمولی نفس بکشید. چشمها را ببندید.زمانی که در حال تمرین هستید تنفستان باید نرم، عمیق و بدون مانع باشد. چند دقیقه بعد تنفستان را فراموش خواهید کرد، در غیر این صورت مانع انتقال انرژی به نقطه ی دلخواه میشوید.

هزاران شیوه ی مختلف تنفسی وجود دارد که می توانید تمام عمر خود را صرف مهارت یافتن در آنها بکنید.

9- وضعیت زبان : زبان پل ما بین دو کانال است و کار آن مرتبط ساختن و راهنمائی انرژیهای غده های تیموس و هیپوفیز به یکدیگر است. در عین حال میتواند انرژی های نیمکره ی چپ وراست مغز را متعادل سازد. برای زبان سه حالت وجود دارد. هنگام شروع، زبان را در وضعیت راحت قرار دهید. اگر چسبانیدن نوک زبان به کام دهان برای شما راحت نیست میتوانید آنرا نزدیک دندانهای بالائی بچسبانید.

(B) – تـمــــــریـــــــــــن

الف) رو به پائین به اندامها تبسم کنید:

1- پیشانی تان را باز کنید. می توانید شخصی را که دوست دارید و یا منظره ای زیبا را تصور کنید. انرژی تبسم موجود در چشمهایتان را حس کنید.

2- بگذارید انرژی تبسم به نقطه ای وسط (مابین) ابروها و از آنجا به بینی و صورتتان جاری شود.احساس کنید این جاری شدن انرژی پوست صورت را نرم می کند، در داخل عضلات صورت پخش می شود و

انرژی باید در دهانتان جاری شود. کنار لبها را به طرف بالا بیاورید تا بلافاصله انرژی به سوی زبان جاری شود و سرانجام به نوک زبان برسد. زبان را به کام دهان بچسبانید و تا آخر تمرین ، زبانتان را همانجا نگه دارید.به این ترتیب دو کانال انرژی خود، کانال پرورنده و کانال رهبر (گیرنده) را به یکدیگر متصل کرده اید. انرژی تبسم را به چانه ی خود هدایت کنید. در این منطقه از بین رفتن فشار (تنش) را حس کنید.

3- به گردن و گلویتان که اغلب اوقات منطقه ی وجود گرفتگی و فشار است، تبسم کنید. گردن دارای قطر کمی است ولی محل عبور اصلی بیشتر سیستمهای بدن شماست.

هوا، مواد غذائی، خون، هورمونها و تمام سیگنالهای دستگاه عصبی نیز از گردن عبور می کنند. زمانی که بدن در حال سختی و کشش باشد، سیستمها مجبور به کار بیش از حد هستند و گردن از حرکت زیاد خسته و سفت می شود. مانند استادان تائویی عمل کنید و گردنتان را مثل گردن یک لاک پشت فرض کنید و آن را تو بکشید، بدون اینکه سنگینی سرتان را تحمل کنید. سپس گردن را همانجا نگه دارید. به گردنتان تبسم کنید و انرژیی را که در حال باز کردن گلویتان و برطرف کردن سفتی و کشش است، حس کنید.

4- به محل واقع شدن غدد تیروئید و پاراتیروئید، یعنی قسمت قدامی (جلویی) گردنتان تبسم کنید. اینجا مرکز انرژی گفتاری شماست.اگر این منطقه تحت فشار باشد چی جاری نمی شود. زمانی که این نقطه سفت باشد نمی توانید ابراز وجود کنید. از ازدحام جمعیت خواهید ترسید و دچار مشکل ارتباطی خواهید بود.

به غده تیروئید تبسم کنید و حس کنید گلویتان مانند یک غنچه ی گل در حال شکفتن است .

5- بگذارید انرژی تبسم به غده ی تیموس، محل انرژی«چی» سلامتی بخش و عشق جاری شود. به طرف آن تبسم کنید و نرم و مرطوب شدن آن را حس نمائید. حس کنید این غده بتدریج در حال بزرگ شدن و مثل یک غنچه ی گل در حال شکفتن است.بوی خوش انرژی وسلامتی بخش« چی » از غده ی تیموس لبریز وبه طرف قلبتان جاری می شود.

6- انرژی تبسم به سوی وسط سینه (کمی مایل به چپ) ، جایی که قلب قرار گرفته جاری می شود. به طرف آن تبسم کنید واحساس کنید که نرمتر و نمناکتر می شود.

قلب مرکز عشق، دوست داشتن، احترام و لذت است. قلبتان را مانند غنچه گلی که در حال شکفتن است حس کنید.اجازه بدهید عشق ، دوست داشتن، لذت انرژی چی را با حرارتی خوشایند به سرتاسر بدنتان انتشار دهد و انرژی تبسم قلبتان را سرشار از لذت نماید.از قلبتان به سبب به گردش در آوردن درست خون و انجام مهمترین کار تشکر نمائید.احساس کنید که باز شده و راحتتر کار می کند.

7- تبسم وانرژی سرشار از لذت را از قلب به سمت ریه های خودجاری کنید.از آنها به سبب جذب اکسیژن و دفع دی اکسید کربن تشکر کنید. نرمتر شدن ، به حالت اسفنج در آمدن و مرطوب تر شدنشان را حس کنید. به اعماق ریه ها تبسم کنید و به کمک آن ناامیدی وغم را از بین ببرید. ریه های خود را با عشق و لذتی که از قلبتان برمی خیزد پر کنید.

8- به کبد خود که در انتهای دنده هایتان در سمت راست قرار دارد تبسم کنید. از کبد خود برای کمک خارق العاده به عمل هضم و پاک کردن خون از مواد سمی تشکر کنید.نمناک و نرم تر شدن این اندام را حس کنید.

این بار به اعماق کبد خود تبسم کنید. عصبانیت و عدم آرامشی را که در کبدتان جا خوش کرده ببینید. این احساسات منفی را به کمک تبسم درونی دور کنید و بگذارید لذت، عشق، راستی و چی با حرارت ملایم، همراه با لطافت که طبع کبد است به وجود آید.

سپس اجازه دهید این احساس کبدتان را پر کند، تا حدی که لبریز و انرژی به طرف کلیه ها و غدد فوق کلیوی جاری شود.

9- انرژی تبسم را به پشت،در زیر دنده ها ودر دو طرف ستون فقرات که محل قرار داشتن کلیه هاست ببرید.

از کلیه های خود به دلیل صاف کردن خون، جدا کردن مواد زائد وحفظ تعادل آب بدن تشکر کنید. حس کنید آنها خنک، تازه و تمیز میشوند. به غدد فوق کلیوی که روی کلیه هایتان قرار دارند تبسم کنید.این غدد در موقعیتهای اضطراری و هنگام یادگیری، هورمونهای مختلفی از جمله آدرنالین تولید میکنند.

غدد فوق کلیوی شما می تواند بوسیله ی یک موج کوچک انرژی از شما تشکر کنند. این بار به اعماق کلیه هایتان تبسم کنید. سعی کنید هر گونه ترس و واهمه را (اگر در کلیه هایتان باقی مانده باشد) ببینید. در حالی که تبسم می کنید به وسیله حرارت لذت، عشق ولطافت ،ترسهایتان را جارو کنید.بگذارید ظرافت که طبع کلیه هاست این اندامها را پر کندواز آنجا به سوی لوزالمعده و طحالتان جاری شود.

10- به لوزالمعده و طحالتان تبسم کنید. اول به محل قرار گرفتن لوزالمعده در وسط (کمی مایل به چپ) سینه تان تبسم کنید. از این اندام به سبب تنظیم میزان شکر خون از طریق تولید انسولین و آنزیمهای لازم برای هضم، تشکر کنید. نرم و پرتر شدن آنرا حس کنید. دوباره به طحال و لوزالمعده ی خود تبسم کنید.

به میزان نگرانی در این اندام توجه کنید. بگذارید حرارت لذت، عشق،راستی، لطافت و ظرافت تمام نگرانی ها را بزداید.

به طحال که طبیعت آن عدالت است تبسم کنید. این حسن را بزرگنمائی کرده به طرف پائین، به سوی مثانه و اندامهای جنسی خود هدایت کنید.

11- انرژی تبسم را به قسمت پائین شکم ، محل قرار داشتن اندامهای جنسی حرکت دهید. این قسمت در زنان در فاصله ی 5/7 سانتیمتری پائین تر از ناف، در وسط تخمدانها که قعر تخمدان نامیده میشود قرار دارد .همان منطقه در مردان تقریبا 5/3تا4سانتیمتر بالای آلت تناسلی قرار دارد.به غده ی پروستات و بیضه های خود تبسم کنید وبابت تولید هورمون و اهدای انرژی جنسی از انها تشکر کنید.

عشق، لطافت ونرمی را به سوی دستگاه تناسلی خود جاری کنید. به این ترتیب میتوانید قدرت مقابله با تمنیات جنسی مهار نشده را به دست آورید.شما انسانی هستید که بر تمنیات جنسی خود مسلط اید. آنها نمی توانند بر شما مسلط شوند. از اندامهای جنسی خود به سبب اعطای نیروی جنسی تشکر کنید.انرژی جنسی نیروی اصلی حیات است.

ب) خط وسط .به دستگاه گوارشی خود تبسم کنید:


1-
یک بار دیگر به انرژی تبسم در چشمهای خود توجه کنید. انرژی باید به سوی دهانتان جاری شود. به زبانتان توجه کنید و با حرکت دادن آن مقداری بزاق تولید کنید. زبان را به کام دهان بچسبانید و در حالی که عضلات گردن را فشار میدهید، با یک حرکت بزاق را به سرعت و با قدرت به یکباره فرو دهید. با تبسم درونی از طریق مجرای مری ( محل عبور مواد غذائی)، بزاق را تا معده یعنی تا زیر دنده های سمت چپ تعقیب کنید. از خود به سبب هضم مواد غذایی و انجام کارهای زیادی از این قبیل تشکر کنید.

آرام و راحت شدن آنرا حس کنید. ما، گاهی با مصرف مواد غذایی نامناسب از معده به طرزی نادرست استفاده می کنیم. به معده قول دهیداز این به بعد غذاهای بهتری به آن خواهید داد.

2- به روده کوچک خود تبسم کنید. این اندام نزدیک به هفت متر درازا دارد. از آن به دلیل با نشاط و سالم ساختن شما و جذب مواد غذایی تشکر کنید.

3- به روده ی بزرگ خود تبسم کنید. این روده از سمت راست لگن خاصره شروع شده تا قسمت زیرین کبد بالا می آید و به صورت افقی از قسمت راست کبد گذشته به سوی قسمت زیرین طحال پیش می رود. سپس پائین آمده تا قسمت چپ پشت ادامه می یابد. روده ی حلقوی در حفره ی لگن خاصره قرار دارد. روده بزرگ از این حفره می گذرد و در مقعد خاتمه می یابد. طول روده بزرگ تقریبا 5/1 متر است. از آن، بابت دفع مواد زائد واینکه شما را پاکیزه ، تازه و راحت میکند تشکر کنید. به او تبسم کنید. گرم، تمیز، راحت و آرام شدن آن را حس کنید.

4- به چشمهایتان برگردید. بسرعت به خط میانی خود تبسم کنید و در صورت وجود هر نوع فشار، تا زمانی که کاملا از بین نرفته، به آن نقطه تبسم کنید.

پ) خط پشت. به ستون فقرات خود تبسم کنید.

1- دوباره به چشمهایتان دقت کنید.

2- با هر دو چشم به طرف درون تبسم کنید.نیروی تبسم خود را در چشم سوم متمرکز کنید(وسط ابروها).

انرژی تبسم را به محل قرار داشتن غده ی هیپوفیز (حدود5/7تا10سانتی متر به طرف داخل کاسه سر ) هدایت کنید و مثل غنچه ی گل، شکفتن این غده را حس کنید. تبسم خود را به حفره ی سوم(حفره دستگاه عصبی) منتقل کنید. وسیع تر و پر از نور شدن این حفره و پخش شدن نورطلایی رنگ را در تمام مغزتان حس کنید.

به غده ی تالاموس، مرکز حقیقت وتولید انرژی تبسم، تبسم کنید. به غده ی اپی فیز تبسم کنید. بزرگ و بزرگتر شدن این غده ی کوچک را مثل یک بادکنک کوچک حس کنید.

انرژی تبسم را مانند یک نور براق به قسمت سمت چپ بالای مغز خود بتابانید. انرژی براق تبسم خود را در قسمت چپ مغز به جلو و عقب حرکت دهید.سپس آنرا در مخچه وقسمت راست مغزتان حرکت دهید. این عمل قسمت چپ وراست را متعادل می کندو اعصاب را قوی می سازد.


3- انرژی تبسم را به بخش میانی مغز بیاورید. نرم و راحت شدن این منطقه را حس کنید. سپس انرژی را به پل دماغی، بصل النخاع و از قسمت انتهای جمجمه به داخل مغز استخوان ستون فقرات (مغز حرام) بیاورید.

انرژی تبسم خود را به ترتیب به طرف پایین، به سمت هر یک از مهره های ستون فقرات و دیسک زیر آن منتقل کنید: هفت مهره ی گردن، دوازده مهره ی منطقه سینه، پنج مهره ی کمری، استخوان دنبالچه که سه گوش است و نوک استخوان دنبالچه.

احساس کنید که مغز استخوان، ستون فقرات و پشت تان راحت و نرم شده است.

نرم شدن دیسکها و دراز وراحت شدن ستون فقرات را حس کنید.

4- دوباره متوجه چشمهای خود شوید و بسرعت به تمام خط پشت تبسم کنید. اینک تمام بدنتان باید راحت باشد.این تمرین جریان انرژی ستون فقرات را افزایش میدهد و به دستگاه عصبی آرامش می بخشد. تبسم به دیسکها آنها را در برابر سفتی و تخریب محافظت می کند.اگر دیسکهایتان سخت شوند، قدرت آنها کم می شود، به طوری که نمیتوانند سنگینی بدن راتحمل کنند. تبسم به ستون فقرات می تواند دردهای پشت را کاهش دهد ویا به طور کلی از بین ببرد.


ت) به تمام بدنتان تبسم کنید.

به سرعت به خط جلویی، بعد به خط وسط و سپس به خط پشت خود تبسم کنید. زمانی که تجربه ی بیشتری به دست آورید می توانید در حالی که متوجه اندامها و ستون فقرات خود هستید، در آن واحد به هر سه خط تبسم کنید.اکنون جاری شدن انرژی را مانند جریان یافتن چشمه ی لذت و عشق، از بالا به پایین حس کنید. محبوب و با ارزش بودن تمام بدن خود را حس کنید. این چیز خارق العاده ای است.

ث) انرژی تبسم را در ناف خود متمرکز کنید.

1- تمام کردن تمرین با جمع کردن انرژی در ناف اهمیت خاصی دارد.یکی از عمده ترین تاثیرات ناراحت کننده ی مراقبه، ته نشین شدن انرژی اضافه در قلب و یا سر است.ناف میتواند محل ذخیره ی مطمئنی برای انرژی تولید شده به وسیله ی تبسم درونی باشد.

2- برای جمع کردن انرژی تبسم در محلی در عمق 4 سانتی متری مرکز ناف، تمرکز کنید. سپس انرژی را به طور ذهنی در اطراف ناف (متمایل به بیرون) به صورت مارپیچ 36 بار دوران دهید.

این عمل نباید به گونه ای انجام پذیرد که انرژی از قسمت بالا به دیافراگم واز پایین به استخوان لگن خاصره برسد.

*سمت گردش انرژی، در زنان هنگام شروع در جهت خلاف عقربه های ساعت و در مردان در جهت حرکت عقربه های ساعت انجام می پذیرد.

سپس سمت حرکت را عوض کرده 24 بار انرژی را بچرخانید. انرژی را در نافتان جمع کنید. اول چند بار از انگشتان به مثابه‌ی نوعی هدایت کننده‌ی مسیر استفاده کنید. بدون شک، انرژی در نافتان ذخیره شده است. هر وقت و هر جا که لازم آید، برای استفاده آماده است . اینک تبسم درونی را به پایان رسانیده اید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 13:4  توسط میشا محقق  | 

پل از زیباترین سروده های ایرج جنتی عطایی عزیز

برای خواب معصومانه ی عشق

کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت

کمک کن با تن هم پل بسازیم

کمک کن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه تو و چشم تو پیداست

که از ایل و تبار عاشقایی

تو رو میشناسم ای سر در گریبون

غریبگی نکن با هق هق من

تن شکستتو بسپار به دستِ

نوازش های دست عاشق من

به دنبال کدوم حرف و کلامی؟

سکوتت گفتن تموم حرفاست

تو رو از تپش قلبت شناختم

تو قلبت،قلب عاشق های دنیاست

تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

کمک کن جاده های مه گرفته

منِ مسافرو از تو نگیرن

کمک کن تا کبوترهای خسته

رو یخ بستگیِ شاخه نمیرن

کمک کن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم

کمک کن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 12:55  توسط میشا محقق  | 

اینم یه ترانه ی دوست داشتنی از شهیار قنبری عزیز

قدغن

آبي دريا، قدغن

شوق تماشا، قدغن

عشق دوماهي ،قدغن

باهم وتنها ،قدغن

براي عشق تازه

اجازه بي اجازه

پچ پچ ونجوا، قدغن

رقص سايه ها،قدغن

كشف بوسه ي بي هوا

به وقت رويا ،قدغن

براي خواب تازه

اجازه بي اجازه

دراين غربت خانگي

بگوهرچي بايد بگي

غزل بگو به سادگي

بگوزنده باد زندگي

براي شعر تازه

اجازه بي اجازه

ازتونوشتن، قدغن

گلايه كردن، قدغن

عطرخوش زن ،قدغن

توقدغن ،من قدغن

براي روز تازه

اجازه بي اجازه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 12:52  توسط میشا محقق  | 

خدایا نجاتم بده از خودم،از علامت سؤالی که در ذهنم نقش بسته!

خدایا نجاتم بده از نامردمی که با نگاهی رامت میکنند و با گناهی ناآرام.

من دیگر از همه ی ستاره ها بیزارم که تنها در شب توان درخشیدن دارند...

من از خودم دلگیرم که بی تو مانده،در این وحشتکده ی درد،در این سوز و سرما،در این دنیا...

خدایا مرا از من بگیر و به خود ده،که بیزارم از تمام دلتنگی ها،از بی قراری ها،از شب،از...

خدایا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 12:47  توسط میشا محقق  |